اندروا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ دَ) (ی) [ په. ] (ص مر.) ۱- سرگشته. ۲- معلق، آویخته.مترادفها و واژههای مرتبطآویخته، آویزان، معلقواژه قبلی: اندرزواژه بعدی: اندرون