اندرین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندرین . [ اَ دَ ] (اِخ ) نام دهی است در جنوب حلب و بین آندو باندازه ٔ یک روز راه است و بعد ازآن آبادانی نیست . اندرین در این روزگار (روزگار صاحب معجم البلدان = اوایل قرن هفتم ) ویران است و فقط بقیه دو دیوار در آن دیده میشود و شعر عمروبن کلثوم : الاهبی بصحنک فاصبحینا ولاتبقی خمور الاندرینا مربوط به همین اندرین است . صاحب کتاب العین گفته اندرین جمع اندری است و اندری جوانانی اند که از جای پراکنده گرد می آیند.ازهری گفته اندر دهی است در شام و در آن درختان مو باشد و جمع آن اندرین است و خمورالاندرین در شعر ابن کلثوم گویا اشاره بدین مطلب باشد. (از معجم البلدان ).و رجوع بهمین کتاب و اندری شود. ◄ شهری در بین النهرین . (ناظم الاطباء).