اندلاث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندلاث . [ اِ دِ ] (ع مص ) درافتادن با کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درافتادن در کسی . (آنندراج ). یقال اندث علینافلان یشتم، ای انخرق وانصب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بی فکر و رویت در کاری درآمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). سر بررفتن نهادن . (تاج المصادر بیهقی نسخه ٔ خطی کتابخانه مؤلف ورق ٢٢٨ الف ).