اندلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندلال . [ اِ دِ ] (ع مص ) راه یافتن و توفیق راست کردن . (ناظم الاطباء). راه و توفیق راست کرداری یافتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). مطاوع دَل َّ کند. (از اقرب الموارد). یقال : دله علیه و اندل . (منتهی الارب ). ◄ ریخته گردیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ریخته شدن . (ناظم الاطباء). انصباب . (از اقرب الموارد). ◄ از بیماری به شدن . (تاج المصادر بیهقی نسخه ٔ خطی سازمان لغت نامه ورق ٢٣٠ الف ).