اندوخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ تِ) (ص مف.)<BR>۱- جمع شده.<BR>۲- پس انداز شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ تِ) (ص مف.) ۱- جمع شده. ۲- پس انداز شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندوخته . [ اَ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) گردکرده و جمعکرده . (مؤید الفضلاء). حاصل شده و یافته شده و کسب شده و بدست آورده شده . (ناظم الاطباء). الفغده . الفنجیده . نهاده . برنهاده . (یادداشت مؤلف ). جمعشده . فراهم آمده . ◄ پس اندازشده . ذخیره شده . (فرهنگ فارسی معین ) : دادش بده و فغانش بشنو کاندوخته جز فغان ندیده ست . خاقانی . وه که بیکبارپراکنده شد آنچه بعمری شد اندوخته . سعدی . ♦ دانش اندوخته ؛ دانش آموخته . دانا : جهاندیده و دانش اندوخته سفرکرده و صحبت آموخته . (بوستان ). ◄ دوباره درست شده . تجدیدشده . مجدداً کامل شده . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِ) محصول . ◄ فایده و سود و نفع و منفعت . ◄ گنجینه و خزانه . (ناظم الاطباء). ◄ ذخیره . پس انداز. مال گردکرده . (یادداشت مؤلف ). ◄ در اصطلاح بانکی، پولی است که در بانکها برای احتیاط ذخیره میشود. (فرهنگ فارسی معین ) .