اندیشیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فکر کردن، پنداشتن، بیدار بودن، توجه کردن ذیشعور بودن فهمیدن، یادگرفتن، فرض کردن کشف کردن برنامهریزی کردن بهحافظه سپردن، بهیاد ماندن بهفکر فرورفتن، نگران بودن، غمگین بودن، زانوی غم دربغل گرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فکر کردن، پنداشتن، بیدار بودن، توجه کردن ذیشعور بودن فهمیدن، یادگرفتن، فرض کردن کشف کردن برنامهریزی کردن بهحافظه سپردن، بهیاد ماندن بهفکر فرورفتن، نگران بودن، غمگین بودن، زانوی غم دربغل گرفتن