انسحاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انسحاج . [ اِ س ِ ] (ع مص ) خراشیده شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ لغت نامه ورق ٢٢٨ الف ). ◄ پوست بازگردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).