انصاف
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع. ] ۱- (مص م.) داد دادن، عدل کردن. ۲- راستی نمودن. ۳- (اِمص.) عدل، داد.
(اَ) [ ع. ] جِ نصف ؛ نیمها، نیمهها.
(اِ) [ ع. ] (مص ل.) به نیمه رسیدن. نیمه چیزی را گرفتن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع. ] ۱- (مص م.) داد دادن، عدل کردن. ۲- راستی نمودن. ۳- (اِمص.) عدل، داد.
(اَ) [ ع. ] جِ نصف ؛ نیمها، نیمهها.
(اِ) [ ع. ] (مص ل.) به نیمه رسیدن. نیمه چیزی را گرفتن.