انضیاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انضیاع . [ اِ ] (ع مص ) بانگ کردن و فریاد نمودن چوزه و گشادن هر دو بازو را پیش مادر تا خورشش دهد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (ازآنندراج ). گشادن جوجه بالهایش را بسوی مادر تا خوراک دهد او را. (از اقرب الموارد). ◄ آماده ٔ گریستن گردیدن کودک و بانگ کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).