انطلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ طِ) [ ع. ] (مص ل.) گشاده رو شدن، روان شدن، رها شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ طِ) [ ع. ] (مص ل.) گشاده رو شدن، روان شدن، رها شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انطلاق . [ اِ طِ ] (ع مص ) رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (از اقرب الموارد). بشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). ◄ گشاده گردیدن روی و پیدا شدن بشاشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پیدا شدن انبساط در چهره . (از اقرب الموارد). گشاده رو شدن . ◄ رها شدن . (یادداشت مؤلف ). ◄ انطلق به (مجهولاً) برده شد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ انطلاق لسان ؛ گشاده زبانی . (از اقرب الموارد) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِمص ) گشاده رویی : از جبین سلطان آثار بشر و انطلاق و مکارم اخلاق معاینه دیدند. (جهانگشای جوینی ).