انطماس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ طِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) نیست شدن، محو گر دیدن.<BR>۲- (اِمص.) ناپیدایی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ طِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) نیست شدن، محو گر دیدن. ۲- (اِمص.) ناپیدایی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انطماس . [ اِ طِ ] (ع مص ) ناپدید گردیدن و پوشیده شدن و محو و پاک گردیدن خط. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پاک گردیدن و مندرس گردیدن . (از اقرب الموارد). ناپدید شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ).