انعاث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انعاث .[ اِ ] (ع مص ) اسراف کردن در مال خود. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). بگزاف خرج کردن . (یادداشت مؤلف ). ◄ در تهیه و آمادگی ساز و سامان سفر درآمدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آماده ٔ سفر شدن . (آنندراج ). تهیه و آمادگی ساز و سامان سفر گرفتن . (یادداشت مؤلف ).
انعاث . [ اِ ](ع اِ) کوشش و جد و جهد در کار. (ناظم الاطباء): هم فی انعاث ؛ یعنی رنج کشیدند در امور. (منتهی الارب ).