انفار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نَفَر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به نفر شود.
انفار. [ اِ ] (ع مص ) رمانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). ◄ یاری دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نصرت دادن و مدد کردن . (از اقرب الموارد). ◄ دراز کشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ خداوند شتران رمنده ونافر شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ حکم کردن به غلبه ٔ کسی بر کسی . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد): انفر علیه ؛ به چیرگی حکم کرد بر وی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به چیرگی حکم کردن بر کسی . (آنندراج ).