انفال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نَفَل ؛ غنیمتها، بهرهها.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نَفَل ؛ غنیمتها، بهرهها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفال . [ اِ ](ع مص ) غنیمت دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نَفَل (غنیمت ) دادن . (از اقرب الموارد). ◄ تبر گرفتن جهت بریدن قتاد شتر را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
انفال . [ اَ ] (ع اِ)ج ِ نَفَل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). غنیمتها که از کفار گیرند. (غیاث اللغات ) : یسئلونک عن الانفال . (قرآن ١/٨)؛ می پرسند ترااز غنیمتها که از دشمن یاوند. (کشف الاسرار ج ٤ ص ١). سلطان را رغبت افتاد که انفال آن اغفال در وجه بری وافی و حسنه ٔ باقی صرف کنند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
انفال . [ اَ ] (اِخ ) سوره ٔ هشتم از قرآن، مدنی و دارای ٧٥ آیه است .
واژگان قرآن
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الأَنْفالِ «انفال» در اصل از مادّه «نَفْل» (بر وزن نفع) به معناى زیادى است; و این که به نمازهاى مستحب «نافِلَه» گفته مى شود، به این دلیل است که اضافه بر واجبات است. و همچنین اگر «نَوَه» را «نافله» مى گویند به خاطر این است که بر فرزندان افزوده مى شود; «نَوْفل» به کسى گفته مى شود که بخشش زیاد داشته باشد. و اگر به غنائم جنگى نیز «انفال» گفته شده است یا به جهت این است که یک سلسله اموال اضافى است که بدون صاحب مى ماند و به دست جنگجویان مى افتد، در حالى که مالک خاصى براى آن وجود ندارد. و یا به این جهت که جنگجویان براى پیروزى بر دشمن مى جنگند، نه براى غنیمت; بنابراین غنیمت یک موهبت اضافى است که به دست آنها مى افتد.(28)