انفتاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.) گشوده شدن، گشودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.) گشوده شدن، گشودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفتاح . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) گشاده شدن . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). فتح . (تاج المصادر بیهقی ). گشوده شدن . (یادداشت مؤلف ): حرف سین، متصف به شش صفت همس، رخاوت، انفتاح، انخفاض، اصمات صفیر... است . (منتهی الارب ). ◄ (اصطلاح طب ) پاره شدن رگ از سر آن . (از بحر الجواهر بنقل کشاف اصطلاحات الفنون ). انشقاق عرق در سر آن، مقابل انصداع . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِمص ) گشاد و بازشدگی . (ناظم الاطباء). گشادگی .