انفتاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.) شکافته گردیدن، جدا شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.) شکافته گردیدن، جدا شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفتاق . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) رسیدن شتر را بیماری میان پستان و ناف که گاه مهلک باشد، یقال انفتقت الناقة. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گشاده و شکافته شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). انشقاق . (از اقرب الموارد). از هم باز شدن . (تاج المصادر بیهقی ). گشادن . گشوده شدن . (یادداشت مؤلف ). ◄ گشاده کس گردیدن زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گشاده شرم گردیدن زن . ◄ واشدن ابر. (آنندراج ). ◄ (اِمص ) شکافتگی . (ناظم الاطباء).