انفحاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفحاق . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) فراخ و گشاده گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در اقرب الموارد انفجاق است به معنی اتساع .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفحاق . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) فراخ و گشاده گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در اقرب الموارد انفجاق است به معنی اتساع .