انفساخ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ فِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) برانداخته شدن، به هم خوردن، برهم زده شدن (عقد بیع یا نکاح). ۲- کار باز افتادن. ۳- (اِمص.) بهم خوردگی، باز افکندگی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ فِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) برانداخته شدن، به هم خوردن، برهم زده شدن (عقد بیع یا نکاح). ۲- کار باز افتادن. ۳- (اِمص.) بهم خوردگی، باز افکندگی.