انفصالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- منصوب به انفصال، برکنار شده: کارمند انفصالی.<BR>۲- جدا شده: بخش انفصالی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- منصوب به انفصال، برکنار شده: کارمند انفصالی. ۲- جدا شده: بخش انفصالی.