انفصال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- جدا شدن. ۲- بی کار شدن.مترادفها و واژههای مرتبطانفکاک، تجزیه، جدایی، فصل، گسستگیمفارقتبرکناری، خلع، عزلواژه قبلی: انفستواژه بعدی: انفصالی