واژه جو

انقحام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انقحام .[ اِ ق ِ ] (ع مص ) بی اندیشه در کاری درآمدن و بسختی افتادن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). درآمدن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی انقحام | واژه جو