واژه جو

انقضاض پذیرفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انقضاض پذیرفتن . [ اِ ق ِ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) منهدم شدن . بیفتادن بنا : تا فنای همایون او مرجع مظلومان شده است بنای ظلم به صرصر عدل انهدام و انقضاض پذیرفته است . (سندبادنامه صص ١٣٣-١٣٤).

معنی انقضاض پذیرفتن | واژه جو