انقطاع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.) بریده شدن، گسستن.مترادفها و واژههای مرتبطانفصال، جداییبریدگی، پارگی، گسستگی، گسیختگیانشقاق، قطعواژه قبلی: انقضاضواژه بعدی: انقلاب