انهزام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ هِ) [ ع. ] (مص ل.) شکست یافتن، هزیمت یافتن.مترادفها و واژههای مرتبطانحطاط، شکست، فرار، گریختن، گریز، هزیمتواژه قبلی: انهدامواژه بعدی: انهضام