واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

وصل تو که از سنگ برون می‌آید در کوکبه خیال چون می‌آید با هجر همی‌گوید ازین رنگرزی من می‌دانم که بوی خون می‌آید

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۷ | واژه جو