واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر وی وصل غرض تویی سر از پیش برآر وی هجر بگفته‌ای بریزم خونت گر وقت آمد بریز و عمرم به سر آر

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۴ | واژه جو