واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر تا خصم ترا چون کشم‌ای بدر منیر هان تا ز قصاص من نترسی که مرا هم گردن تیغ هست و هم گردن تیر

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۴ | واژه جو