واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بر چرخ همیشه هم‌عنان رانده‌ای بر ماه غبار موکب افشانده‌ای آدم پدر منست و زو فخرم نیست از تست که تو برادرم خوانده‌ای

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۹ | واژه جو