انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۱۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای همه دلبری و زیبایی بر دلم هیچ مینبخشایی دل مسکین فدای رنج تو باد شاید اندی که تو برآسایی ای سرم را ز دیده لایقتر خونم از دیده چند پالایی کارم از دست چرخ پرگرهست چرخ را دستبرد ننمایی گر بخواهی به حکم یک فرمان گره هفت چرخ بگشایی دل به تو دادم و دهم جان نیز انوری را دگر چه فرمایی