انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۹۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل راه صلاح برنمیگیرد کردم همه حیله درنمیگیرد معشوقه دگر گرفت و دیگر شد دل هرچه کند دگر نمیگیرد الحق نه دروغ راست باید گفت معذور بود اگر نمیگیرد من تخته عاشقی ز سر گیرم هرچند که او ز سر نمیگیرد دادم دو جهان به باد در عشقش ما را به دو حبه برنمیگیرد