واژه جو
معنی انوری | دیوان اشعار | قصاید | قصیده شماره ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخوانده سلطان سنجر | واژه جو