انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۰۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
با فلک دوش به خلوت گلهای میکردم که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست این همه جور تو با فاضل و دانا ز چه جاست وین همه لطف تو با بیهنر و نادان چیست فلکم گفت کهای خسرو اقلیم سخن با منت بیهده این مشغله و افغان چیست شکر کن شکر که در معرض فضلی که تراست گنج قارون چه بود مملکت خاقان چیست