انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۶۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به خدایی که آب حکمت او از دل خاک میدماند ورد دست تقدیر او ز دامن شب بر رخ روز میفشاند گرد که رهی در فراق وصلت تو زندگانی نمیتواند کرد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به خدایی که آب حکمت او از دل خاک میدماند ورد دست تقدیر او ز دامن شب بر رخ روز میفشاند گرد که رهی در فراق وصلت تو زندگانی نمیتواند کرد