انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۷۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مرکب من که داده شه بود جان فدای مراکب شه کرد بنده را با پیادگان سپاه درچنین جایگاه همره کرد اندر آمد ز بیجوی از پای رویم از غم به گونه که کرد سالها گفت باز نتوانم آنچه با من فلک درین مه کرد