انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۸۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دعاگو اسبکی دارد که هر روز ز بهر کاه تا شب میخروشد غزل میگویم و در وی نگیرد دو بیتی نیز کمتر مینیوشد توقع دارد از اصطبل مخدوم که اورا کولواری کاه نوشد وگر که نیست در اصطبل مخدوم در این همسایه شخصی میفروشد