انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
انوری را خدایگان جهان پیش خود خواند و دست داد و نشاند باده فرمود و شعر خواست ازو واندر آن سحر کرد و در افشاند چون به مستی برفت بار دگر کس فرستاد و پیش تختش خواند همه بگذار این نه بس که ملک نام او بر زبان اعلی راند بیش از این در زمانه دولت نیست هیچ باقیش در زمانه نماند