انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هری
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به خشک ریش گری در هری ندیدستی ز هجو روی سیاهی که نوبتی بیند کنون به خیمه زدن دانهای پراکندی که مرغ ذکر تو تا جاودان از آن چیند در آن دو لفظ سخن چاردست و پای شتر چنان نشنید کان شیوه عقل بگزیند مکن به عذر و تلطف دل مرا دریاب که چوب خیمه در آن نیز نیک بنشیند