انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۴۷ - در قضا و قدر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خدای کار چو بر بندهای فرو بندد به هرچه دست زند رنج دل بیفزاید وگر به طبع شود زود نزد همچو خودی ز بهر چیزی خوار و نژند باز آید چو اعتقاد کند کز کسش نباید چیز خدای قدرت والای خویش بنماید به دست بنده ز حل و ز عقد چیزی نیست خدای بندد کار و خدای بگشاید