انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۷۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دهر و افلاک و انجم و ارکان همه شرند اگرنه مایه شر خود جهان خرف ندارد خیر تا که هست از و جود خیر خبر تا نداری امید خیر که نیست حامل ذکر او قضا و قدر چیست عنقا به هر دو عالم خیر که ازو نام هست و نیست اثر ای دل از کار خویش هیچ مرنج نیست کار دگر به رنگ دگر نقد و نسیه چو هفده و هژدهست بل دو پنج است و ده نه به نه بتر