انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۸۱ - در مرثیه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هرگز گمان مبر که کمالالزمان بمرد کو روح محض بود نه جسم فناپذیر میدان که ساکنان فلک سیر گشتهاند از مطربی زهره بدین چرخ گنده پیر خواهش گری به نزد کمالالزمان شدند کو بود در زمانه درین علم بینظیر گفتند زهره را ز فلک دور کردهایم ای رشک جان زهره بیا جای او بگیر