انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۳۶۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به خدایی که قائمست به ذات نه چو ما بلکه قایم و قیوم که مرا در فراق خدمت تو جان ز غم مظلمست و تن مظلوم باز مرحوم روزگار شدم تا که گشتم ز خدمتت محروم هرکه محروم شد ز خدمت تو روزگارش چنین کند مرحوم