انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعده صله بدو داده و وفا نکرده
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش تا که از قومی که هم ایشان و هم ما تیشهایم شعر بردم خواجه را حالی جوابی باز گفت لفظ و معنی همچنان یعنی که ما همپیشهایم قصه تا کی گویم از بس خواب خرگوش خسان راست چون شیران به شب آتش زده در بیشهایم خاطر از اندیشه عاجز و نقد کیسه این دیر شد معذور میدار اندر آن اندیشهایم