انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۱۲ - شراب خواهد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بار خدایا به فضل بنده خود را گر بتوانی فرست پاره باده زان میآسوده کز پیاله بتابد چون ز بلور سپید بسد ساده زانکه بدو تند کره رام توان کرد زانکه ازو گردد ایستاده فتاده زانکه مرا کرهایست تند و زنخ سخت سرکش و بدخو میانه گلهزاده بنده بدو جز به میسوار نگردد ور نبود میبماند بنده پیاده