انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۲۲ - در تهنیت تشریف
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تو آن سپهر اثر صاحبی که پیک قدر به نیک و بد ز بساط تو میبرد نامه به تازه کردن تاریخ رسمهای تو دهر کجا بماند که روز نکرد هنگامه ستارگان ز یمین و یسار آصف و جم به خدمتی به تو آورده خاتم و خامه ز قصد حادثه ایمن چو وحش و طیر حرم به زیر سایه عدل تو خاصه و عامه شریف کسوت خاص خلیفه را که قضا به مشتری ندهد بر سپهر خودکامه جهان موازنه میکرد با کمال تو گفت که کعبه را چه تجمل فزاید از جامه