انکح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انکح . [ اَ ک َ ] (ع ص ) آنکه بیشتر اوقات مشغول به جماع کردن باشد. (ناظم الاطباء). ♦ امثال : انکح من ابن الغز . انکح من اعمی . انکح من حوثرة . انکح من یسار . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انکح . [ اَ ک َ ] (ع ص ) آنکه بیشتر اوقات مشغول به جماع کردن باشد. (ناظم الاطباء). ♦ امثال : انکح من ابن الغز . انکح من اعمی . انکح من حوثرة . انکح من یسار . (یادداشت مؤلف ).