انگاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگاز. [ اَ ](اِ) افزار پیشه وران . (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا). دست افزار. (آنندراج ) (انجمن آرا) . افزار. (فرهنگ سروری ) : او کمند انداخت ما را او کشید ما بدست صانع انگاز آمدیم . مولوی (از انجمن آرا)(از آنندراج ). گرم درآگرم که آن گرم کار صنعت نو دارد و انگاز نو. مولوی (از فرهنگ سروری ).