انگدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگدان . [ اَ گ ُ ] (اِ) گیاهی از تیره ٔ چتریان که علفی است وپایا میباشد. این گیاه در اکثر صحاری ایران فراوان است . ارتفاعش ٢ تا ٢/٥ متر و ریشه اش راست و ستبر است . ابر کبیر. حلتیت . انجدان . (فرهنگ فارسی معین ). انگذان . معرب آن انجدان است . (برهان قاطع) : تا به مذاق انس و جان ندْهد و ناورد جهان نکهت گل ز انگدان لذت می ز آمله . فلکی شروانی (از انجمن آرا). ♦ بیخ انگدان ؛ اباض . (یادداشت مؤلف ). ◄ نسناس را گویند یعنی دیومردم، و آن جانوری باشد وحشی شبیه به آدمی . (برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ◄ در مؤیدالفضلاء به معنی بسباس آمده است که بهندی جاوتری می گویند.(برهان قاطع). و رجوع به انجدان و آنندراج شود.