انگزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگزه . [ اَ گ ُ زَ / زِ ] (اِ) حلتیت . حلتیث . حلتیت المنتن . انقوزه . و آن شیره ٔ ساق گلپر باشد که چون افیون از خشخاش به تیغ زدن حاصل کنند. (یادداشت مؤلف ). خیل . (منتهی الارب ) : بوی اخلاص و نفاق و بیمزه هست ظاهر همچو عود و انگزه . مولوی (مثنوی ).