انگشت آرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگشت آرا. [ اَ گ ُ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) انگشتری . انگشتر: الخاتم زینة الرجال و اسمه بالفارسیة «انگشت آرای ». (ابواحمدبن ابی بکر الکاتب در مناظره با فقیهی در امر تختم بیمین، از جزء رابع یتیمة الدهر).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگشت آرا. [ اَ گ ُ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) انگشتری . انگشتر: الخاتم زینة الرجال و اسمه بالفارسیة «انگشت آرای ». (ابواحمدبن ابی بکر الکاتب در مناظره با فقیهی در امر تختم بیمین، از جزء رابع یتیمة الدهر).