انگشتال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ گِ) (ص.) ضعیف و نحیف، بیمار.واژه قبلی: انگشت گزیدنواژه بعدی: انگشتانه